أبي الفرج الأصفهاني ( مترجم : جواد فاضل )
82
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي )
( 1 ) من تعهد مىكنم كه هرگز كسى بر تو حكومت نراند و بى مشورت تو قضيهاى را حل و فصل نكند و هرگز در برابر فرمان تو عصيان نورزد با اين شرط كه فرمان تو از حدود طاعت خداوند تجاوز نكند . اعاننا اللَّه و اياك على طاعته . انه سميع مجيب و السلام جندب مىگويد : من نامهى معاويه را به حضرت حسن رسانيدهام و گفتم اين مرد بسوى تو حمله خواهد كرد . سزاوار اينست كه اين حمله از جانب تو شروع شود و ميدان جنگ در خاك شام قرار گيرد . و شهرهاى شام محيط تاخت و تاز سربازان جنگجو باشد . در يك چنين شرايط معاويه روزهائى سياهتر و خونينتر از روزهاى صفين خواهد ديد . حسن بن على در پاسخم گفت : - خيلى خوب . همين كار را خواهم كرد . اما بالاخره اين « كار » را نكرد . مشورت مرا ناچيز شمرد و سخنان مرا فراموش كرد يا خويشتن را به فراموشى زد . معاويه بن ابى سفيان به حسن بن على چنين نوشت . بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم اما بعد پروردگار متعال مستبدانه فرمان خود را بر بندگان خويش ميراند . و لا معقب لحكمه و هو سريع الحساب من ميترسم خون تو با دست اراذل و اوباش عراق ريخته شود و